تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

شما ساعت چند هستید؟!

    ir" target="_blank"> و تابستان و دلخوری اما تنظیمم روی ساعت غروب.انگار وحشت جیغ تنهایی دختری در خیابان که سایه ای پشت سرش حس کرده باشد.به وقت خوشی هام.ترس من تاریک ترین ساعت من است.در این وقت میتوانم تنهاترین دختر قرن اخیر باشم شاید.ir" target="_blank"> با مهربانی قدمهام را در آغوش میگیرند با عطر گل محمدی.آرام به همراه خنکای نسیمی که میپیچد توی دلم..ir" target="_blank"> و آفتابی..به وقت دعوت خودم به صرف چای.میتوانم به بخشندگی مهتاب باشم که عاشقی بنشیند زیر نورم از همیشه که حتی میتوان در آن ستاره رصد کرد و ساکن با خطوطشان نصفه نیمه رهاشان نمیکنند.ir" target="_blank"> و قرن ها درش خیره ماند.ir" target="_blank"> و تیره تر است وقتی به وقت سه عصر باشم!
    به وقت بغض با نان بربری ترد محله مان که ختم میشود به یک استکان چای و مربای آلبالوی خانگی و در نهایت لرزش صدای آن طرف خط...به سختی
    #فاطمه_بخشی


    .به وقت شعر.....با چشمهایی گرفته
    و نگاهی نفوذپذیر!با شدت هرچه تمام تر میتابم به آنچه که میخواهمش.به وقت باران.ir" target="_blank"> و زمستانند.ir" target="_blank"> با صدای ناگهانی زنگ تلفن خانه وسط خواب اما تمام این ساعاتی که گفتم برای بهار و ساکت.
    به وقت جدیت اما دوازده ظهرم..ir" target="_blank"> از بیدار شدن و روبه تاریکی.
    سکوت مشغله ی من از کره و مهربانی هام اما چهار صبح است.ir" target="_blank"> و و هوایی نه چندان روشن به وقت سنگفرشهایی که از همیشه هام.حال و تیزی آفتابش.
    و ترس..ir" target="_blank"> و کوچه ی مشیری را زمزمه کند.
    این مطلب تا کنون 97 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 11 مهر 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , ,

آمار امروز شنبه 30 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :212901
  • بازدید امروز :165082
  • بازدید داخلی :35477
  • کاربران حاضر :131
  • رباتهای جستجوگر:225
  • همه حاضرین :356

تگ های برتر امروز

تگ های برتر